• سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷ - 2018 October 16
کد خبر: 381098
تاریخ انتشار: شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۷ ۱۲:۴۹
دسته: حکایت
پرینت
ایمیل

داستان جوان گناهكار



داستان جوان گناهكار,حکایت,حکایت آموزنده

«ملا فتح‏اللَّه كاشانى» در تفسير منهج الصادقين، و «آيت اللَّه كلباسى» در
كتاب انيس الليل نقل كرده ‏اند:

در زمان «مالك دينار» جوانى از زمره اهل معصيت و طغيان از دنيا رفت.

مردم به خاطر آلودگى او جنازه‏اش را تجهيز نكردند، بلكه در مكان پستى و

محلّ پر از زباله‏اى انداختند و رفتند.

شبانه در عالم رؤيا از جانب حق تعالى به مالك دينار گفتند: بدن بنده ما را بردار
و پس از غسل و كفن در گورستان صالحان و پاكان دفن كن. عرضه داشت: او از

گروه فاسقان و بدكاران است، چگونه و با چه وسيله مقرّب درگاه احديّت شد؟

جواب آمد: در وقت جان دادن با چشم گريان گفت:

يا مَنْ لَهُ الدُّنيا وَ الآخِرَةُ إرْحَمْ مَن لَيْسَ لَهُ الدُّنيا وَ الآخرَةُ.

اى كه دنيا و آخرت از اوست، رحم كن به كسى كه نه دنيا دارد نه آخرت.

مالك،كدام دردمند به درگاه ما آمد كه دردش را درمان نكرديم؟ و

كدام حاجتمند به پيشگاه ما ناليد كه حاجتش را برنياورديم؟» .

منبع:hammihan.com




+ 0
I_DONT_LIKE_IT - 0

منبع: http://www.beytoote.com/fun/allegory/young1-sinner-story.html
بازدید: 55




Scroll to Top